خبر از باطن

آيت الله مرتضوي لنگرودي نقل مي کنند: فردي مجتهد، برايم نقل مي کرد که آيت الله العظمي بروجردي قرضي را پرداخت کردند که خيلي عجيب بود. گفتم: قرضي را که به آيت الله کاشاني داده اند را مي گوئيد؟! گفت: خير، آن دوازده هزار تومان که چيزي نيست، من هم اينکار را مي کنم چون هر وقت مي خواهم به کسي چيزي بدهم يا با اسم دوازده امام، دوازده تا مي دهم، يا با اسم مبارک چهارده معصوم چهارده تا و يا به اسم پنج تن، پنج تا مي دهم و يا اينکه به اسم واحد قهار، يک تومان مثلاً مي دهم و اين دلالت بر کرامت ندارد، ولي اين مطلبي را که مي گويم دلالت بر کرامت دارد.

آن مجتهد مي گفت: به خود بنده بيست و پنج هزار تومان دادند و من قرضم را ادا کردم که عدد 25 به اعداد مبارک دوازده، چهارده و پنج نمي خورد . من بيست و پنج هزار تومان مقروض بودم و سر رسيدش فردا صبح بود و مي بايست کل مبلغ را يکجا پرداخت کنم و طوري هم بود که طلبکاران گفته بودند: وقت را عقب نينداز و خلاصه تهديد کرده بودند . من خيلي ناراحت بودم و در همان دل شب، با همان حالت ناراحتي گفتم: خدايا من که راهي ندارم، خودت عنايتي بفرما. مي گفت: صبح زود ديدم که کسي محکم در مي زند، در را باز کردم، ديدم حاج احمد خادمي، خادم آيت الله بروجردي است، متوجه شدم عجله دارند، چون نفس نفس مي زدند، پرسيدم: چرا با اين همه عجله؟! گفت: از بس که آقا اصرار فرمودند که زود برو خودت را برسان و من تا اينجا را دويدم. از حاج احمد پرسيدم، مگر آقا چه فرموده اند، گفت: فرمود ايشان در ناراحتي عجيبي بسر مي برند، برو و ناراحتي ايشان را رفع کن و زود خودت را به ايشان برسان.

خادم آقا را براي صرف صبحانه به منزل دعوت کردم، ايشان نيز تشريف آوردند و به بچه ها گفتم: صبحانه بياورند. صبحانه را آوردند و همين طور که حاج احمد آقا مشغول بودند من هم پاکتي را که آقا فرستاده بودند باز کردم، ديدم مبلغ زيادي پول است، شمردم، ديدم بيست و پنج هزار تومان است. ناخودآگاه گفتم: الله اکبر. حاج احمد خادمي گفت: چه شده است؟ گفتم: آقا درست بيست و پنج هزار تومان فرستاده است و نه مقداري کمتر و نه بيشتر، با اينکه اصلاً از چيزي خبر نداشته اند.

حاج احمد خادمي که سرشان را تکان مي دادند گفت: آقا فرموده است: « ايشان مقروض هستند و سر رسيد قرضش الان مي رسد، خودت را زود برسان که آبرويش در خطر است. و من تمام اينها را نگفتم. »

مطلب پیشنهادی

گلچین سخنان، لطایف اخلاقی ـ تربیتی

اخلاق نیک – «از بزرگی پرسیدند: بهترین چیزی که خداوند به بنده عطا می کند، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *