حق همسایگی شهید

سراسیمه وارد شد، گریه میكرد و میگفت من از چه كسی باید
عذرخواهی كنم؟ به چه كسی باید بگم منو ببخشه؟ 
میگفت: من مخالف تدفین شهدای گمنام در این محل بودم و اعتقاد داشتم با آمدن این شهدا به نزدیكی منزل ما، اینجا قبرستان میشود و قیمت خانه های ما پایین می آید….
پسر 12 ساله من مبتلا به بیماری شدید پادرد بود،به نحوی كه قادر به راه رفتن نبود.
دیشب در رؤیای صادقانه شخصی را دیدم كه به من گفت: اگر چه شما نمیخواستی ما همسایه شما شویم،اما حالا كه همسایه شدیم حق همسایگی را بجا می آوریم .
برای شفای پسرت رو به قبله بایست و سه مرتبه بگو الحمدالله…. با گریه از خواب پریدم ،ذكر را گفتم،پسرم شفا گرفت،حالا آمده ام عذر خواهی كنم…*
️️

مطلب پیشنهادی

۱جعبه خرما و ۱۵۰ رزمنده روزه‌دار

تیرماه سال ۶۱با ماه مبارک رمضان مصادف شده بود. من یک بسیجی کم سن و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *